مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

261

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

امر مهم امر داراى مصلحت كمتر ، در فرض تزاحم در تزاحم دو امر كه از سوى مولا متوجه عبد و يا مكلف شده است ، در صورتى كه هر دو مصلحت داشته باشد اما مصلحت يكى از ديگرى بيشتر باشد ، بحث ترتب پيش مىآيد . در اين گونه موارد ، امر به انجام كارى را كه داراى مصلحت كمترى است « امر به مهم » مىگويند ، مانند : امر به نماز ( صلّ ) و امر به زدودن نجاست از مسجد ( ازل النجاسة عن المسجد ) كه هر دو در يك زمان متوجه مكلف گردد ؛ در اين صورت ، اگر وقت نماز وسيع باشد ، امر به نماز را « امر به مهم » و امر به ازاله نجاست را « امر به اهم » مىگويند . نيز ر . ك : امر اهم . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 465 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 167 . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 302 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 217 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 45 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص 138 و 203 . امر ندبى ر . ك : امر استحبابى امر نفسى امر به چيزى به خاطر مطلوبيت خود آن امر نفسى امرى است كه چون متعلق آن ، به‌خودىخود مصلحت و مطلوبيت دارد امر به آن تعلق گرفته است ، نه به خاطر اينكه مقدمه براى رسيدن به چيز ديگرى مىباشد . مانند : امر به نماز و امر به روزه ؛ در مقابل امر به وضو كه چون شرط تحقق نماز است امر به آن تعلق گرفته است . نيز ر . ك : واجب نفسى ؛ امر غيرى . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 138 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 78 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 406 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 245 . خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 298 . امر واقعى امر متعلق به موضوع ، بدون لحاظ علم و جهل مكلّف ، يا امر مكشوف به علم و يا طريق علمى « اماره » امر واقعى ، مقابل امر ظاهرى بوده و دو معناى اصطلاحى دارد : 1 . در يك اصطلاح ، امر واقعى به معناى امرى است كه از سوى شارع با قطع نظر از علم و جهل مكلف صادر گرديده و مؤداى آن ، حكم واقعى است ، مثل : « أَقِيمُوا الصَّلاةَ » * كه خداى حكيم به خاطر مصلحت ملزمه‌اى كه در نماز وجود دارد بندگانش را به درك آن مصلحت امر نموده است ، و علم و جهل مكلف در صدور آن دخالتى ندارد . البته علم مكلّف در تنجّز تكليف نسبت به او مؤثر است . 2 . در اصطلاح دوم ، امر واقعى ، امرى است كه توسط ادله اجتهادى ثابت مىگردد ، چه اين ادلّه يقين‌آور باشد ، مثل : نصّ قرآن و خبر متواتر ، و چه ظن‌آور باشد ، مثل : ظواهر قرآن و خبر واحد . پس امر واقعى در اين اصطلاح آن است كه نسبت به آن قطع وجود دارد و يا از طريق اماره ثابت مىشود و امر ظاهرى فقط شامل مؤدّاى اصول عملى مىشود ؛ بر خلاف اصطلاح اوّل كه امر ظاهرى برطبق آن شامل مؤداى امارات و اصول عملى ، هر دو ، مىشود . نيز ر . ك : احكام واقعى ؛ امر ظاهرى . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 106 - 105 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 236 - 235 ) . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 1 ، ص 299 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 109 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 367 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 221 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 333 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، درر الفوائد فى الحاشية على الفرائد ، ج 1 ، ص 193 . امر واقعى اولى ر . ك : امر اختيارى امر واقعى ثانوى ر . ك : امر اضطرارى امر وجوبى امر دلالت‌كننده بر بعث اكيد يا طلب الزامى امر به لحاظ كيفيت بعث يا طلب ، بر دو قسم است : 1 . امر وجوبى ؛ 2 . امر استحبابى . امر وجوبى ، امرى است كه بر بعث اكيد يا طلب الزامى دلالت مىكند ، به‌گونه‌اى كه انجام متعلق آن لازم و ترك آن موجب عقاب است . نيز ر . ك : صيغه امر . اصفهانى ، محمد تقى بن عبد الرحيم ، هداية المسترشدين فى شرح معالم الدين ، ص 143 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، 1 ، ص 160 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص ( 79 - 78 ) . امضاى معصوم عليه السّلام ر . ك : سنت تقريرى